على ربانى گلپايگانى
84
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
1 - ما از هريك از موجودات ، در ذهن خود دو حيثيت را مىيابيم كه از يك حيثيت با مفهوم وجود و از ديگرى با مفهوم ماهيت ، ( هستى و چيستى ) تعبير مىكنيم و از طرفى در واقع و نفس الامر ( وراى ذهن ما ) بيش از يك واقعيت تحقق ندارد . اكنون مىخواهيم بدانيم اين واقعيت محقق در خارج ، ما بازاء و معادل مفهوم و حيثيت وجود است ، و يا ما به ازاء و معادل مفهوم و حيثيت ماهيت ؟ زيرا به حكم اين كه واقعيت خارجى يكى بيش نيست ، نمىتواند معادل هردو حيثيت و هردو مفهوم باشد ، ناچار معادل يكى از آن دو خواهد بود . معادل هركدام كه باشد آن اصيل و ديگرى اعتبارى خواهد بود . آنچه از عبارت مصنف در متن استفاده مىشود همين معنا است و عبارت وى در نهاية الحكمه بر معناى ياد شده صراحت بيشترى دارد ، چنانكه مىگويد : « پس از ابطال سفسطهگرى و اثبات واقعيت براى اشياء ، اولين امرى كه ادراك مىكنيم ، اين است كه از طرفى موجودات را از يكديگر متمايز و متفاوت مىيابيم و از طرف ديگر همهء آنها را در يك امر يعنى واقعيتدار بودن يكسان و متحد مىبينيم . بنابر اين موجودات داراى دو حيثيت هستند ، يكى حيثيت ماهيت ( ما به الامتياز ) و ديگرى حيثيت وجود ( ما به الاتحاد ) ، و با توجه به اينكه هريك از اين موجودات ، يك واقعيت بيش ندارد ، قهرا اين واقعيت واحد ، ما به ازاء و معادل يكى از اين دو حيثيت خواهد بود و اين همان « اصالت » مورد بحث در اين فصل مىباشد و در نتيجه حيثيت ديگر ، امرى اعتبارى است كه از حيثيت اصيل انتزاع مىگردد و نسبت دادن واقعيت به آن مجازى و بالعرض است » « 1 » . 2 - اصالت يعنى منشاء آثار بودن : اين عبارت نيز مىتواند بيانكننده مقصود از « اصيل » در اين بحث باشد ، توضيح آنكه ، ما در اصل واقعيت خارجى ( واقعيت خود و اشياء ديگر ) شكى ندارريم ، و نيز شكى نيست كه اين واقعيت عينى داراى خواص و آثارى است ، اكنون بايد ديد آثار و خواص واقعى موجودات از آن وجود آنها
--> ( 1 ) نهاية الحكمة ، مرحله ( 1 ) ، فصل ( 2 ) و نيز رجوع شود به اصول فلسفه ، ج 3 ، ص 30 - 29 .